فرشته ناز الهی
سلام به گل باغ زندگیم ، سلام به عزیز دلم ، نازگلم
نمی دونم چی بنویسم و چی بگم تو که نیستی قلم هم بلد نیست که چی بنویسه
این روزها خیلی دلم گرفته خیلی دلم هوات رو کرده همه جا اداره ، بیرون ، خونه ، مهمانی همش تو ذهنمی یه لحظه از ذهنم بیرون نمی ری جای خالیت تو خونه خیلی احساس میشه همش با خدا حرف می زنم که شاید آروم بگیرم ولی آروم نمیشم هر وقت نی نی های فامیل رو می بینم با اینکه خیلی دوستشون دارم باهاشون بازی می کنم ولی به حال خودمم گریه ام میگیره چیکار کنم دست خودم نیست همش می گم خدا هنوز مصلحت نمیدونه هنوز وقتش نرسیده با دعا خوندن سعی دارم خودم رو آروم کنم یک هفته ای میشه که حالم خیلی خرابه بعضی موقعا خیلی امیدوار میشم بعضی موقعا هم امیدم رو از دست می دم کلافه ام نمی دونم چیکار کنم همش می گم دست خودم نیست که اگه الان با من بود و از اون موقعی که من و بابایی تصمیم گرفتیم که از خدا هدیه آسمونی رو بطلبیم اگه اون موقع اومده بودی به دلم الان 6 ... 7 ماهه بودی قربون اون دل کوچولوت بشم از خدا بخواه تو رو زودتر پیش مامان و بابا بفرسته ...
با خداست چه میشه کرد بابایی هم درسته به روش نمی یاره ولی خوب من کاملا حسش می کنم همش تو انتطارته آخه نزدیک به 10 سال میشه که ما کنار همیم خوب میشناسمش میدونم که خیلی خیلیییییی دوستت داره نی نی عمه رو که می بینه همش با اونه از همه چیز دست میکشه ببین اگه تو باشی چیکار می کنههههههه بابایی اکثر روزها رو دیر از سرکار می یاد می گم شاید اونم حوصله اش سر می ره تو خونه مطمنم که اگه تو باشی یه لحظه هم برا اضافه کاری نمی مونه زودی می یاد که پیشمون باشه اون وقت منم دیگه تنها نمی شم چقدر زندگی شیرین میشد کاش که تو بودی .......
خداجونم ...... خدای مهربونم
نمی دونم چی بگم که ناشکری نباشه
می دو نم خیلی بهم محبت داری
می دونم که تو هر کاریت حکمتی هست
می دونم که نباید ازت چیزی رو به زور بخوام
ولی دلم خیلی بی قراره
دلی که مهر مادری رو خودت عطا کردی با اینکه هنوز لمسش نکردم
هر چی صلاحمه همون رو برام مقدر فرما
منتظر رحمتت خواهم ماند و امیدوار به دادنت ..... و به همه خاله های مهربونی که منتظر فرشته ناز الهی هستن که زودی بیاد تو دلشوننننننن

فرشته ناز الهی
